مفعول مطلق
فصل منصوبات :
در شانزده مورد اسم منصوب می شود :
مفعول : ( مطلق ، به ، لاجله ، فیه ، معه ) .
مستثنی ، حال ، تمیز ، خبر ( کان ، کاد ، ما ، لا ، لات ، إن)، اسم إنّ ، اسم ( لا نفی جنس) .
در این مبحث به توضیح و تعریف :
1- مفعول مطلق
2- عامل مفعول مطلق
3- جانشین مفعول مطلق مؤکّد
4- جانشین مفعول مطلق مبیّن
5- موارد حذف فعل ( ناصب) مفعول مطلق خواهیم پرداخت .
مفعول مطلق ، مصدری است منصوب همجنس یا هم معنی با فعل خود که مسند واقع شده ، و آن برای تاء کید فعل است ، یا نوع و عدد فعل را مشخص می سازد، بنابراین مفعل مطلق بر سه قسم است :
قسمت اول : مفعول مطلق :
** انواع مفعول مطلق :
1- تأکیدی : زمانیکه سخن و گفتار ما برای شنونده قابل فهم و سقیل و به آسانی آن را نپذیرد از مفعول مطلق تاءکیدی استفاده می نمائیم مثل : " قَتَلَ الحارِسُ اللصّ قتلاً " و یا "ضربتُ علیّاً " که در مثال دوم در زمانی که شنونده در درستی این خبر تردید کند پس گوینده برای تاءکید بر خبر خود می گوید : " ضربـتُ علیّاً ضرباً " یعنی واقعاً علی را زدم
واژه " ضرباً " در آخر این جمله برای تاءکید
بر این امر که عمل زدن بر روی علی صورت گرفته است .
2- نوعی : مفعول مطلق نوعی ، برای بیان نوع و چگونگی فعل خود به کار می رود . و منظور و هدف ما بیان نوع آن عملی است که انجام شده است . مثل :" نظرتُ فی الکتابِ نظرةَ المحقّق " یا " واصبر صبراً جمیلاً " یا " رکضتُ رکضاً سریعاً " یعنی " به سرعت دویدم . که در اینجا نوع دویدن را مشخص می کند .
3- عددی : مفعول مطلق عددی برای بیان تعداد دفعات وقوع یک فعل بکار می رود ؛ مانند : دقَّتِ السَّاعة دَقَّتینِ "یا " اکرمتُ ریدا اکرامتینِ"
زید را دو بار گرامی داشتم .
نکته : الف – مصدر مؤکد مثنی و جمع نمی شود، چون بر حقیقت دلالت می کند ، ودر کم و زیاد مشترک است . مصدر مبین نوع و عدد ، مثنی و جمع
می شود ، چون نوع و عدد، مناسب تثنیه و جمع است ، مانند : " عالجتَ المریضَ علاجینِ" یا " ثلاثة علاجاتٍ " .
** عامل مفعول مطلق :
1- اولین مورد فعل است .
در فعل ماضی و مضارع و امر به شرطی که مفعول مطلق مر بوط به ان فعل باشد ، می تواند مفعول را منصوب نماید . مثل :" فرحت فرحا " در اینجا فعل " فرحت " باعث نصب " فرحاً " شده است .
· نکته : فعل هایی می توانند عامل نصب مفعول مطلق شوند که شرایط زیر را دارا باشند .
· الف : تام باشند......" افعال ناقصه نمی توانند مفعول مطلق را منصوب کنند ؛در مثال " تعجبت من کونک تلمیذا کونا شدیدا " کونا کثیرا " یعنی " کونا " نمی تواند در مقام مفعول مطلق " کان " به کار برود .
· ب: متصرف باشند؛ افعال جامد نمی توانند مفعول مطلق داشته باشند. " ما افعل " ، " افعل به " نمی توان گفت : " ما اکرم زیدا کرم کثیرا " چون تنها صیغه ماضی ان به کار می رود و صیغه مضارع و امر ندارد.
2- دومین مورد وصف است .
مثل : مشتقات وصفی " اسم فاعل ، اسم مفعول ، صفت مشبه ، صیغه مبالغه ، و اسم تفضیل .
نکته : همه مشتقات وصفی نمی توانند عامل نصب مفعول مطلق باشند ،
بلکه تنها مشتقات وصفی می توانند مفعول مطلق را منصوب کنند که دلالت بر حدوث داشته باشند ، نه دلالت بر ثبوت، به همین دلیل صفت مشبه و اسم تفضیل نمی توانند عامل نصب مفعول مطلق قرار بگیرد در مثال " علی کریمُ کرما کثیراً" چون " کریمٌ" صفت مشبه است و بر ثبوت دلالت می کند ، نه بر حدوث نمی تواند عامل نصب مفعول مطلق قرار گیرد .
3- و سومین مورد مصدر است.
مصدر به شرطی که افعال تام و متصرف باشد ، می تواند عامل نصب مفعول مطلق باشد. مثل " فمن تبعک فان جهنم جزاءُ کم جزاءٌ موفوراً"
در این مثال جزاءً مفعول مطلق نوعی است و نمع " جزاء" را بیان می کند و عامل نصب ان " جزاءُ کم " می باشد .
** جانشین مفعول مطلق مؤکّد
1- مرادف ان" مصدری که به معنای مصدر فعل جمله و مترادف ان باشد . مانند:" قمتُ وُقوفاً "
الف: انچه در ماده با ان مشترک است ، مانند اسم مصدرش: " اغتسلتُ غسلاًً "
2- مصدر فعلی دیگر : مانند : " تبتل الیه تبتیلا " فعل " تبتل " از باب تفعل و مصدر ان " تبتل" است و در صورتی که " تبتیل" از باب تفعیل در اخر جمله امده است و مفعول مطلق تاکیدی برای فعل " تبتل" محسوب می شود.
**جانشین مفعول مطلق مبین
1- کل و بعض ، مضاف به مصدر :" جدَّ الطالبُ کلُّ الجدَّ " یا " احرص کلَّ الحرصِ فی طلب العمِ "
2- عدد و الت برای فعل : جلدَ المجرمُ خمسینَ جلدةَ " یا " ضربتهُ وطاً"
3- ضمیر : " علمتکَ تعلیماً لا أ علَّمهُ احداً "
4- صفت : "خاطبتهُ احسنَ خطابٍ "
5- نوع هیئت : " عا ش عیشهً راضیهً"
6- اشاره :" قال ذالک القول "
7- ما و ایّ استفهام و شرط :" ایَّ سیرٍ سرتَ" .
نکته : گاهی صفت مفعول مطلق را جانشین موصوف کنند و خود مفعول مطلق را که موصوف است ، حذف نمایند : " ضربته شدیداً " = ضربتهُ
ضرباً شدیداً " .
*** موارد حذف فعل " ناصب " مفعول مطلق
گاهی ممکن است فعل حذف شود ، و مفعول مطلق جانشین ان گردد . واین در پنج مورد ، واجب است .
1- هر گاه مصدر بدل از فعل باشد ، مانند " قیاما لا قعوداً " یعنی " قم لا تقعد " . حذف فعل در طلب : امر ، نهی ، دعا ، استفهام ، و توبیخ ، تعجب ، " قیاسی است ، مانند " ضرباً الجانی " ، " سقیا سعداً رعیاً " .
اما در خبر ، استعمال ان کم است . مثلا هنگام یاد اوری نعمت : حمدا و شک ا لا کفرا " و هنگام یاد سختی : " صبرا لا جزعاً " و شکفتی : عجباً " برای فرمانبرداری : " سمعاً" ، " طاعه " برای اظهار رضایت : " افعل ذالک کرامة و مسرةًً " ، هنگام اظهار خشم : لا افعل ذالک لا کبداً ولا هماً" .
نکته : " سبحان " و " لبیک = بلی ترا اجابت میکنم " مفعول مطلق اند و همیشه عامل انها محذوف است .
2- چون برای شرح و تفضیل نتیجه جمله قبل از خود اورده شود ، مانند " الناس یجاهدون للموت اما خلاصاً اما هلاکاً .
3-در صورت تکرار یا حصر یا عطف مصدری که به اسم ذات اسناد داده می شود ، مانند " الغلام بکاءً " ، " ما انت الا سیراً" ، " المریض لا اکلاً و لا شرباً"
"" در مثالهای با لا بکاءً = تکرار الا سیراً = محصور
و اکلا و شرباً = عطف می باشند .
4- هرگاه مصدر مؤکد خودش باشد ، مانند : " له علی الف عرفاً " یعنی . " اعتراف له اعترافاً " یال " له المیراث شرعاً " ، " یعنی : " شرعاً " .
5- چون مصدر برای رفع احتمال مجازاز انچه در جمله قبل از خود است ، به کار رود ، مانند : " انت اخی حقاً " یعنی : اُحقُ حقاً " .
نکته - : عرب زبانان در تعارفات گویند : " اهلا و سهلا " که در اصل چنین بوده است ک " قدمتُ قدوماً اهلا و وطئتُ موطئاً سهلاً ، پس " اهلا و سهلا " جانشین مفعول مطلق است
با تشکر از خانم فرحناز محو علی همتی دانشجوی دوره ارشد، که این مطالب را ارسال نمودند.
به نام خدا